مرجع آثار ادبی میلاد ظهیری

روزگار

نوشته شده توسط :میلاد ظهیری
شنبه 22 شهریور 1393-11:30 ب.ظ

این را می نویسم به رسم روزگاری که در آن مرد و نامرد زیاد است . روزگاری که مردانگیش را بین دوستانش تقسیم کرد و نامردی هایش را به قرعه دشمنانش داد . دشمنانی که دوست انسانیت هستند و دوستانی که دشمن انسانیت . فراوان دیدم که خواسته ها در این روزگار ، به جرم انسانیت خواهی نادیده گرفته شد و به احترام انسانیت ، بر آرزوی بر باد رفته ، لبخندی پر از اشک زدم . صد افسوس که این عمر سپری شده ، در پی چه آرزو هایی بر باد رفت . رفت و باز هم رسم روزگار و خنده ی پر اشک بر دیدگانم ماند . دیدگانی که دیگر سویی ندارد برای دیدن نور امید . دیدگانی که دیگر خسته از دنیای بر وفق مراد این دشمنان انسانیت است . آری ، ای انسان ها ! دشمن در کمین است و گاه و بی گاه قدرت و همدستی با روزگار را به رخ می کشد . ما انسان مدار ها که هر چه داریم ، امید است . نه روزگاری که بر وفق مراد باشد . امیدوارم روزگار زود تر بفهمد که طرف کیست . چه پلیدی هایی را حمایت می کند . ای کاش !!!




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات