تبلیغات
وبلاگ شخصی میلاد ظهیری - تو که بودی
 
مرجع آثار ادبی میلاد ظهیری

تو که بودی

نوشته شده توسط :میلاد ظهیری
یکشنبه 23 شهریور 1393-12:34 ق.ظ

سلام بر تو . سلام بر تنهایی . سلام بر پرسه های شبانه در کوچه های آرزو ها . آری ، شبی را گذراندم که بی تو در کوچه ی خاطرات و آرزو هایم با نمی از باران و اشکی از چشم می رفتم . باد هم نوازشی بر چشمانم کرد . دیگر نوای باران و وزش نسیم ، بویت را نمی چرخاند . فضا را عطر آگین نمی کند . دلم تنگ است .
تنها تر از آنم که بدانی . خدا هم تنهایم گذاشت . به جرم گناهان نابود کردن خودم . کسی به دیدگانم نگاه نمی اندازد . کسی فکرش به سوی من نمی رسد .
تو که بودی از تنها شدن نگران نبودم . تو را داشتم و تنهایی نداشتم . چرخ روزگار چه خوب می داند چگونه زندگی را به نابودی بکشد . دیگر انگیزه ای نمانده . از تو تنها اندیشه ای ساده مانده است .
آن گاه که بودی ، مدهوش بودم . هشیار نبودم . حال که نیستی هشیارم . مدهوش تنهایی شدم . قلبم پر از آتش است .
کاش می ماندی . تو که بودی دنیا شکل دیگری داشت . عاشقانه بود . تنهایی نداشت . اشک واژه ی پرتی نبود . اما معنای عشق و شادی داشت ، نه تنهایی و غم .
کاش بیایی ... انتظار ... درد ... نابودی ... مرگ ... از آنچه نا امیدم کرد ، رهایم گردان .




نظرات() 


vitamin d foot pain
چهارشنبه 21 تیر 1396 12:18 ق.ظ
Hi i am kavin, its my first occasion to commenting anyplace, when i read this post i thought i could also create comment due to this good paragraph.
free std testing near me
شنبه 3 تیر 1396 03:51 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آغاز
آیا واقعا حل و فصل بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.

جایی درون پاراگراف شما موفق به من
مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی
که. من این کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک ممکن است را سادگی به کمک پر کسانی که معافیت.
که شما که می توانید انجام من می قطعا
تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox